هیئت ذبیح العطشان مشهد الرضا(ع)
السلام علی من تکفلت الاطفال والنساء فی عصر یوم عاشوراء
نظر سنجی
    تبلیغات
    آخرین ارسال های تالار گفتمان
      هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .

    شترسوار جنگ جمل

     بعد از آن كه عثمان سهميه عائشه را از بيت المال كم كرد روزي نبود مگر اين كه عائشه عليه او شعار مي‌داد و بدعت‌هاي او را براي مردم بازگو مي‌كرد . و از آن جايي كه او همسر رسول خدا (ص) بود و مردم به خاطر آن حضرت احترام ويژه‌اي براي همسرانش قائل بودند ، سخنان عائشه تأثير بسزائي در تحريك مردم داشت و همين باعث شد كه مردم از اطراف و اكناف كشورهاي اسلامي جمع شوند و عثمان را به قتل برسانند .

    فخر رازي ، از برجسته ترين مفسران اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :

    الحكاية الثانية أن عثمان رضي الله عنه أخر عن عائشة رضي الله عنها بعض أرزاقها فغضبت ثم قالت يا عثمان أكلت أمانتك وضيعت الرعية وسلطت عليهم الأشرار من أهل بيتك والله لولا الصلوات الخمس لمشى إليك أقوام ذوو بصائر يذبحونك كما يذبح الجمل.

    فقال عثمان رضي الله عنه: (ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَامْرَأَةَ لُوطٍ الآية. التحريم: 10/66.

    فكانت عائشة رضي الله عنها تحرض عليه جهدها وطاقتها وتقول: ايّها الناس هذا قميص رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يبل وقد بليت سنّته اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا... .

    «عثمان در ارسال بعضي از ما يحتاج عائشه كوتاهي كرد ، به همين جهت ناراحت شد وبه عثمان گفت : آنچه نزد تو امانت بود خوردي ، امت را تحقير كردي ، افراد بد خاندانت را بر آنان مسلط كردي ، به خدا سوگند ! اگر نمازهاي پنجگانه نبود گروه‌هايي از مردم آگاه بر تو هجوم مي آوردند و تو را همانند شتر ذبح مي كردند .

    عثمان به آيه اي از قرآن كه در آن از دو تن از همسران پيامبران يعني همسر نوح و لوط به بدي ياد شده است استشهاد مي كند : خدا براي كساني كه كفر ورزيده اند ، زن نوح وزن لوط را مثل آورده است .

    عائشه با تمام توان وقدرتش مردم را عليه عثمان تحريك مي كرد ومي گفت: اي مردم اين پيراهن رسول خدا (ص) است كه هنوز كهنه نشده است ؛ ولي سنت او را از بين بردند، بكشيد نعثل را (اسم مردي از يهوديان مصر كه ريش بلندي داشت وبه حماقت معروف بود)، خدا او را بكشد.

    الرازي الشافعي ، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ) المحصول في علم الأصول ، ج 4 ، ص 343 ، تحقيق : طه جابر فياض العلواني ، ناشر : جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية - الرياض ، الطبعة : الأولى ، 1400هـ .

    عائشه ، فرمان قتل عثمان را صادر كرد :

    امير المؤمنين علي عليه السلام در نامه‌اي به عائشه مي‌نويسد :

    «و تو اي عائشه با خارج شدن از خانه‌ات نافرماني خدا و رسول كرده اي، به دنبال كاري هستي كه از تو برداشته شده است ، سپس مي گوئي قصد اصلاح بين مسلمانان را داري ، به من بگو ، زنان را با فرماندهي لشكر و خود نمايي در برابر مردان ، و ايجاد اختلاف بين اهل قبله و خونريزي چكار ؟ به گمانت تو در طلب خون عثمان هستي ؟ عثمان از بنو اميه است و تو از قبيله تيم ، ديروز در جمع ياران رسول خدا (ص) فرياد مي زدي بكشيد نعثل را ، خدا او را بكشد ، او كافر است ، وامروز به خونخواهي وي بر خواسته اي ؟ از خدا به ترس و به خانه ات برگرد وپرده خانه ات را بياويز .»

    سبط بن الجوزي الحنفي ، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي ، تذكرة الخواص ، ص‏69 ، ناشر : مؤسسة أهل البيت  ـ  بيروت ، 1401هـ ـ 1981م.

    ابن قتيبه دينوري مي‌نويسد :

    عائشه بيرون شهر مدينه بود ، به وي خبر دادند ، عثمان كشته شد و مردم با علي عليه السلام بيعت كرده‌اند ، گفت : دور نمي بينم كه آسمان بر زمين خراب شود ، به خدا عثمان مظلوم كشته شد ، من به خونخواهي او قيام خواهم كرد ، عبيد در جوابش گفت : تو اولين كسي بودي كه بد خواه او بودي و مردم را عليه او تحريك كردي ، تو بودي كه گفتي :  بكشيد نعثل را ، او كافر شده است . عائشه گفت : آري ، به خدا گفتم ، و مردم گفتند ، ولي راي اخير من بهتر از اولي است . عبيد گفت : اين عذر و بهانه‌ات سست و ضعيف است ، سپس به اين شعر تمثل جست و گفت :

    تو از رأي و نظرت بازگشتي ، طوفان بر پا كردي و همه جارا آب فرا گرفت ، تو خودت فرمان كشتن خليفه را به دليل كفرش صادر كردي و ما از تو اطاعت كرديم ، پس قاتل او كسي است كه فرمان قتل را صادر كرد .

    پس از رسيدن خبر تمرد شاميان از بيعت با علي عليه السلام ، عائشه دستور داد هودجي از آهن ساخته شود و سوراخ‌هايي در آن قرار دهند تا بيرون را به تواند ببيند ، سپس در حالي كه زبير و طلحه و عبد الله بن زبير ومحمد بن طلحه او را همراهي مي كردند از شهر مدينه بيرون آمد (فاجعه جنگ جمل) .

    الدينوري ، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ) ، الإمامة والسياسة ، ج 1 ، ص 48 ، باب خلاف عائشة رضي الله عنها على علي [عليه السلام] ، تحقيق : خليل المنصور ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م ؛ الشيباني ، أبو الحسن علي بن أبي الكرم محمد بن محمد بن عبد الكريم (متوفاي630هـ) ، الكامل في التاريخ ، ج 3 ، ص 100 ، با تفاوت جزئي ، تحقيق عبد الله القاضي ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة الثانية ، 1415هـ

    نقش عائشه در قتل و كشته شدن عثمان آن قدر مشهور و قطعي بوده است كه حتي وارد فرهنگ‌ها و لغت نامه‌ها نيز شده است

    ابن اثير جزري مي‌نويسد :

    «دشمنان عثمان به او نعثل مي گفتند ، يعني درحقيقت او را به شخصي به همين نام كه از مردم مصر و داراي ريش بلندي بود تشبيه مي كردند، گفته شده است نعثل به معناي پير مرد احمق است ، وعائشه هم كه گفت : بكشيد نعثل را ، همين را اراده كرده است . چون اين سخن را زماني گفت كه عثمان عائشه را ناراحت كرد تا از شدت ناراحتي به مكه  رفت .»

    الجزري ، أبو السعادات المبارك بن محمد (متوفاي606هـ) ، النهاية في غريب الحديث والأثر ، ج 5 ، ص 79 ، تحقيق طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي ، ناشر : المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م .

    ابن منظور در لسان العرب مي‌گويد :

    :عثل نام مردي از مصريان است كه ريشي بلند داشت ، و گفته شده است شبيه عثمان بود . و با اين اسم در حقيقت او را سرزنش مي‌كردند ، روزي مشغول سخنراني بود كه مردي سخنش را قطع كرد و به او بد گفت ، ابن سلام با آن مرد مقابله كرد ، شخص ديگري به آن مرد گفت : ابن سلام از دوستان و پيروان عثمان است و اين باعث نشود كه به عثمان ناسزا نگوئي ، دشمنان عثمان ، او را به همان مرد مصري تشبيه كرده و مي گفتند : نعثل .

    و در سخني از عائشه نقل شده است كه گفت : بكشيد نعثل را ، خدا نعثل را بكشد ، و اين زماني بود كه عثمان عائشه را ناراحت كرده بود كه به مكه هجرت كرد . و هر كس از عثمان ناراحت بود و مي‌خواست او را سرزنش كند ، به جهت ريش بلندش به او نعثل مي‌گفت .

    الأفريقي المصري ، محمد بن مكرم بن منظور (متوفاي711هـ) ، لسان العرب ، ج 11 ، ص 670 ، ناشر : دار صادر - بيروت ، الطبعة : الأولى .

    نمونه‌هايي از تحريكات عائشه :

    يكي از موارد تحريكات عائشه عليه عثمان موضع گيري در دفاع از عمار است.

    بلاذري در انساب الأشراف مي‌نويسد :

    «خبر اذيت و آزار عمار به عائشه رسيد ، ناراحت شد ، موئي از موهاي پيامبر و لباسي از لباس‌ها و نعليني از نعلين‌هاي آن حضرت را بيرون آورد و گفت : چه زود سنت پيامبرتان را رها كرديد ، اين موي رسول خدا (ص) و اين پيراهن او و اين هم نعلين او است كه كهنه نشده است . عثمان از اين حركت عائشه سخت نا راحت شد و نمي‌دانست چه بگويد ، مسجد شلوغ شد ، و مردم مي‌گفتند : سبحان الله ، سبحان الله .

    البلاذري ، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف ، ج 2 ، ص 275 .

    در قضيه شرابخواري وليد بن عقبه ، وقتي عثمان از زدن حدّ بر او خودداري كرد ، عائشه فرياد برآورد كه عثمان حدود الهي را ترك و شاهدان قضيه را تهديد كرده است .

    «از مسروق نقل است كه گفت : (وليد بن عقبه) در بين نماز استفراغ كرد ، چهار نفر به نامهاي : ابو زينب ، جندب بن زهره ، ابو حبيبه غفاري و صعب بن جثامه ، نزد عثمان رفتند تا گزارش دهند ، عبد الرحمن عوف گفت : ديوانه شده است ؟ گفتند : نه ؛ بلكه مست است ، مسروق مي گويد : عثمان آن چهار نفر را تهديد كرد ، و به جندب گفت : تو ديدي برادرم شراب به نوشد ؟ گفت : به خدا پناه مي برم ، من او را مست ديدم كه چيزي را از دهانش بيرون مي ريزد ، انگشترش را از دستش بيرون آوردم نفهميد ، چون مست ولايعقل بود .

    ابو اسحاق مي گويد : شاهدان نزد عائشه رفته و از آنچه بين آنان وعثمان اتفاق افتاده بود و از نهي و منع آنان از گزارش چنين خبري ، وي را با خبر كردند ، ناگهان عائشه فرياد زد : عثمان حدود را باطل ، و شاهدان جرم را تهديد كرده است .»

    البلاذري ، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف ، ج 2 ، ص 267 .

    ابو الفداء در تاريخش مي‌نويسد :

    «عائشه با مخالفان عثمان همراهي مي كرد ، پيراهن رسول خدا (ص) و موي آن حضرت را بيرون مي آورد و مي گفت : اين پيراهن رسول خدا (ص) واين هم موي او است كه هنوز كهنه نشده است ؛ ولي دينش كهنه و فراموش شده است .»

    أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي (متوفاي732هـ) ، المختصر في أخبار البشر ، ج 1 ، ص 118 .

    ابن ابي الحديد معتزلي مفسر و شارح نهج البلاغه مي نويسد:

    «هر كس كه در تاريخ و سيره كتابي نوشته است اين مطلب را نيز نقل كرده است كه : عائشه از سر سخت ترين دشمنان عثمان بود ، تا آنجا كه حتي پيراهني از لباسهاي رسول خدا (ص) را بيرون آورد و در خانه‌اش آويزان كرد و هر كس وارد مي شد مي گفت : اين لباس رسول خدا (ص) است كه هنوز كهنه نشده است ولي عثمان  سنت او را به فراموشي سپرده است .»

    إبن أبي الحديد المدائني المعتزلي ، أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاي655 هـ) ، شرح نهج البلاغة ، ج 6 ، ص 131 ، تحقيق محمد عبد الكريم النمري ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1418هـ - 1998م .

    سر انجام كار عائشه در جنگ جمل :

    خارج شدن عائشه از خانه اش وحضور در جنگ عليه كسي كه مانند ديگر خلفاي پيشين (بنا به عقيده اهل سنت) با راي وبيعت مردم بر مسند خلافت نشسته بود از حوادث فراموش نشدني تاريخ اسلام است، كه حتي نويسندگاني كه با عنايت خاص حوادث را جهت دار نوشته ويا تغيير داده اند نتوانسته اند از نقل آن بگذرند.

    ابن عبد ربّه اندلسي در عقد الفريد مي‌نويسد :

    «مغيره بن شعبه نزد عائشه رفت ، گفت : اي مغيره ! چه مي شد اگر روز جمل مرا مي‌ديدي كه چگونه تيرها ونيزه ها بر هودجم افكنده مي‌شد ، بعضي به بدنم نيز مي رسيد . مغيره در جوابش گفت: به خدا سوگند دوست داشتم كه با همان تير ها به قتل مي رسيدي. عائشه گفت : خدا تو را رحمت كند،  چرا اين گونه سخن مي‌گوئي ؟ گفت : شايد كفاره تلاشت در كشته شدن عثمان مي شد .

    الأندلسي ، احمد بن محمد بن عبد ربه الوفاة : 328هـ) ، العقد الفريد ، ج 4 ، ص 277 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان ، الطبعة : الثالثة ، 1420هـ - 1999م


    موضوع مطلب : بدون موضوع - بدون موضوع
    هیچ نظری برای این مطلب وجود ندارد !
    ارسال نظر
    نام


    ایمیل


    سایت


    نظر شما


    کد امنیتی
    برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
    CAPTCHA Image   Reload Image
    Enter Code*: